نظر علي الطالقاني

24

كاشف الأسرار ( فارسى )

بگذارد خلقت او عبث باشد و نقض غرض لازم آيد . مثل كسى كه نهال ميوه نشاند و او را تربيت ننمايد و مهمل گذارد پس خشك و نابود شود . تعالى اللّه عن ذلك . و هم به برهان عقل ، هر چيزى كه قابل كمال و قرب نيست تكليف نمودن او محال است ؛ زيرا كه هم لغو و بىفائده شود و هم تكليف ما لا يطاق لازم آيد . تعالى اللّه عن ذلك . مطلب دويم در بيان تفاوت مردم . قال اللّه تعالى فى آل عمران هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ : 6 ايشان درجات چندند در نزد خدا و خدا بينا است به آنچه مىكنند . و فى الاعراف وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها 7 الآية . اى آمنوا و عملوا كل على حسب وسعه و طاقته . يعنى و آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح نمودند تكليف نمىكنيم كسى را مگر به قدر وسع . و فى بنى اسرائيل انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلًا : 8 نظر كن كه چگونه تفضيل داده‌ايم بعضى از ايشان را بر بعضى و هرآينه آخرت بزرگتر است به حسب درجات و بزرگتر است به حسب تفاوت . و آيات بسيار است و اخبار بيشمار ، چنانچه ان شاء اللّه بيايد . و اين مطلب به قواعد عقليّه و قوس نزول و صعود ممكنات بديهى است و حسّ و تجربهء هر ذى شعور نيز شاهد است . پس جميع ادلّهء اربعه بر اين مطلب قائم است و به جهت توضيح ، بيان مراتب بر سبيل اجمال نمائيم . پس گوئيم كه مراتب انسان هفت است . اوّل مرتبه مجنون و طفل غير مميّز است كه قابل تكليف نيستند . دويم مرتبهء سفيه است كه از مجنون بالاتر و از عاقل پست‌تر است و واسطه است در ميان ايشان . سوّم مرتبه‌اى است كه در آيات و اخبار نام ايشان ضعيف و مستضعف است . ( بقره ) فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً : 9 پس اگر مديون سفيه يا ضعيف باشد . ( نساء ) إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا : 10 مگر مستضعفين از مردان و زنان و طفلان . و در تفسير امام ( ع ) آيهء اوّل تفسير شده به كسى كه فهم و شعور او ضعف دارد به حدّى كه تميز نمىدهد از الفاظ و سخن آنچه اقرار بر ضرر او است و آنچه ادّعاء و نفع او است . و آيه دويم در اخبار تفسير شده به كسى كه از كمى فهم و تدبير ، ندارد حيله‌اى كه از خود دفع نمايد كفر را و بيابد هدايت و ايمان را . و